محمد تهامی نژاد بررسی و نقد مفصلی در مورد قیلم های کوتاه ایرانی با موضوع کوه، غار و بیابان انجام داده است. مطالعه ی این مقاله ی خواندنی را به دوستان توصیه می کنیم.
فيلم های كوه، غارها وكويرهای ايران
محمد تهامی نژاد
مقدمه
گفته مي شود مستند ها آثاري هستند كه در بارة آنها علاقه و مباحثه اجتماعي وجود دارد و حامل یک نظرگاه اند . فيلم هاي كوهنوردي ، كدام مباحث و علائق را بر مي انگيزند وکدام نظرگاه را منتقل می سازند و با چه اهدافی ساخته می شوند ؟
به ياد ماندني ترين لحظات فيلم علف( ساختة كوپر ، شودزاك ومارگرت هريسون -1303) از كوچ ايل بختياري ، عبور مردان وزنان طایفه بابا احمدی از زرد كوه است .اين فيلم يك مردمنگاري نجات نامیده می شود که به صحنه های مبارزه انسان با طبیعت سخت در جهان شهره است . همچنين در فيلم بلوط نادر افشارنادري( 1346) صحنة صعود از كوه ويا رفتن به درون دره ای صخره اي براي آوردن آب( همچنان که در بچه گرگ های بام گیلان ساخته فرهاد مهرانفر برای آوردن برف به غار دلفک)درفک) می روند) ، از لحظات حساس زندگي ايلي است كه به خاطر ادامة زندگي صورت می گیرد ولی این آثار حتی تاراز فرهاد ورهرام هیچگاه فیلم های کوهنوردی ، شناخته نشده اند در صورتی که می دانیم این آثار نیز از جنبه فیلمبرداری و حرکت و پیش رویِ سازندگان اش در کوه مبتنی بر ویژگی های کار در قلمرو کوهستانی بوده است اما از جنبه موضو عی با امری متفاوت روبروئیم .
در کوهنوردی ، صعود و فرود امري انتخابي است . چنين انتخابی ، حتی اگر جسارت آمیز نباشد اصولی را می طلبد . شناختِ قانونمندی های طبیعت و وقوف بر توان خویش و گروه الزامی است . کوهنوردی، فن آوری های خاص خود را دارد . ضمن این که علاوه بر روشمند بودنِ سلوک در دامن طبیعت و با طبیعت ، از دو جهت ، صنعتی سرمایه بر نیز هست که یک سوی آن صنعت تولید ابزار قرار دارد و در سوی دیگر سرمایه گذاری برای آموزش ، شناخت و بکارگیری است . در هر سرزمینی عرف و مباحث حقوقی ویژه حاکم است یا به تدریج در اثر نیاز و تجربه بدست می آید ومکتوب می شود . همچنین نباید وضعیت روانی ، پیش دانسته ها ی فردی و گروهی را که در لحظه های خاص مثل مواجه شدن با حوادثی چون دویدن صاعقه روی برف یا اشکال تنفسی، تخلیه انرژی و میل به خوابیدن در ارتفاع مدد ساز است را دست کم گرفت .
به طور کلی می توان گفت هر برنامه کوهنوردی یک پروژه است و فیلمبرداری از این پروژه ،خود مستلزم شناخت ویژه یعنی حل شدن در پروژه ونگریستن از زاویه ای دیگر به آن است .در تاریخ سینمای ایران شاهد چنین رخداد هایی بوده ایم . تاکید بر هریک از مباحثِ فنی، حقوقی ، عاطفی و زیبایی شناختی است که فیلم کوهنوردی را به صورت فیلم مستند در می آورد و علاقه ، مباحثه و کشش ایجاد می کند . ضمن این که کوهنوردی بالشخصه دارای کشش دراماتیکی است که می تواند توسط مستند ساز کشف شود.
انواع فیلم کوهنوردی
فیلم هایی ازكوه ها و طبيعت ايران را از جنبة موضوعي , وهدف از تولید، عمدتاً می توان به شش یا هفت دستة بزرگ تقسيم کرد :
خبرها و گزارش ها
سفر فیلم های سیاحتی
فیلم های موردی اکتشافی .
فیلم های شخصی
فیلم های آموزشی وپژوهشی
خاطره نگاشت تصویری
فیلم های مستند باز سازی هم رده ای از فیلم های کوهنوردی هستند که جز چند نمونه از آن در ایران سراغ ندارم .
درتمام اين شش یا هفت دسته از فيلم ، ويژگي هاي دستة ديگر مشاهده مي شود ضمن این که تمام آنها به ثبت واقعه می پردازند و چندان هم از یکدیگر خط كشي شده نيستند . به ويژه كه حتي فیلم های خبری و تك نماهايي از گذشته در فيلم هاي گردآوری ، ارزش سندي فوق العاده يافته اند . براي مثال فيلم سياوشان ( ساختة محمد حسن نجاريان ) با نمايي از يك مرد جوان شروع مي شود كه در سراسر فيلم در جستجوي او هستيم . كوهنوردِ جوان در هوايي آفتابي در برف جلو مي آيد ، در برابر دوربين سلامي مي كند و مي رود . اين مرد مرحوم سياوش يزداني است كه يخ نوردانِ هيئت امداد و نجات ، براي يافتن او تا يخچال يخار بالا مي روند . اين صحنه ، از فيلمي يادگاري برداشته شده است .
ذکر این نکته را ضروری می دانم که چنین مقوله بندی ای کاملا پیشنهادی است .
خبر و گزارش
فیلم های خبری برای پخش از سینماها و یا تلویزیون ساخته می شوند و مشخصه بارزشان گفتار خبری و اطلاعرسانی موجز مبتنی بر سخن رسمی است. آنچه فيلم خبري از صعود فني به كوه هاي ايران از اواخر دهة سي و دهة چهل باقی مانده متعلق به صعود نيروهاي ارتشي است. از اين مانوور ها و عملیات نمايشي كه اغلب در برابر شاه انجام مي شد، چندين فيلم خبري باقي مانده که توسط فیلمبردارها گرفته شده اند . دوربين در پائين و یا در بدنه كوه، شاهد انجام مانور و عمليات است . اين دسته فيلم ها بسيار رسمي و اتفاقي بودند و افراد به تنهايي مطرح نمي شدند ، آنها در يك برنامة رسميِ عمليات صخره نوردي، صعود فني يا عبور از عرض دره با كابل را تجربه مي كردند . يك بخش حرفه اي هم در اين ميان وجود دارد كه عهده دار همين وظيفه است ولي از فيلمبرداري بسيار خوب و گاه درخشان برخوردار می باشد . اشاره مي كنم به مجموعه فيلم هايي كه از بخش اخبار ورزشي تلويزيون خراسان رضوي پخش مي شود. دو گويندة ورزشي مجيد محموديان و امين اكبري مطلق خبر صعود زمستاني گروه كوهنوردي شهرستان تربت حيدريه (به قلة شير باد) و گروه كوهنوردان شيرواني را به قلة قدمگاه به اطلاع مي رسانند. البته گزارش ها نسبت به فیلم های خبری تفاوتهایی دارند از جمله این که نسبت به خبر از زمان و توصیف بیشتری برخوردارند . از مرکز تلویزیون شیروان تعدادی فیلم خبری مشاهده شد که فيلمبردار و تدوين گرشان حسن برازنده است. کوهنوردان این شهرستان، قلل کيسما ،بينالود، غار پوستين دوز شيروان ، غارهاي هنامه در بجنورد متعلق بدورة اشكانيان ، غار پيریِ شيروان را در مي نوردند و براي فتح قلة دماوند آماده مي شوند .اين فيلم هاي خبري وگزارش ها، حاكي از رشد گروه كوهنوردي شهرستان شيروان است كه كوشش هاي آنها توسط يك فيلمبردار ـ كوهنورد ( برازنده) ضبط شده است .
سفرفيلم ها
يك گروه براي منطقه گردي، راه پيمايي در كوه و يا صعود براه مي افتند و فيلمبردار لحظات سفر را ثبت مي كند. شخصيت اصلي هيئت كوهنوردي يا مسائل فرعي و حاشيه ايِ كوه است . زيبايي هاي منطقه شناسايی ويا به عبارت دیگر مشاهده مي شود .
تفاوت اين فيلم ها با گزارشي ها مربوط به ساختار شان و احياناً نظرگاه آنها به موضوع است . سال 1363طرح «كوه هاي ايران »در گروه ورزش تلويزيون به تصويب رسيد و با علم کوه ( کیوان کیانی - 1364 ) ، دماوند گنبد گيتي ( ساختة محمد بزرگ نيا ـ 1365) و کارهای جواد طاهری _ وخشوری جنبش تازه اي در فيلم هاي كوه آغاز شد .
به گفتة رضا جلالي فيلم بردار دماوند گنبد گيتي :
« نخستين بار در سال هاي پنجاه دوربين فيلمبرداري با هليكوپتر به قلة دماوند رسيد . شخصي به اسم رودي گيشازي از بالاي قله با كايت به پائين پرواز كرد و فرخ مجيدي پرواز او را از داخل هليكوپتر فيلمبرداري كرد . من هم با يك فيلمبردار ديگر در جادة هراز بودم . اين كار براي تل فيلم ساخته شد .»بنابراين با فيلم دماوند گنبد گيتي ، نخستين بار يك فيلمبردار پايش به قله دماوند رسيد .« اول قرار نبود بريم قله ، كارگردان مي خواست فيلمي دربارة تأثيرات اقتصادي و طبيعي كوه دماوند بسازد و در اطراف دماوند كاركرديم. يك هفته بعد از شروع فيلمبرداري به محمد بزرگ نيا گفتم: چطور نمي خواي به خواستة تماشاچي جواب بدی وقله را نري بالا؟
محمد جواب داد : نمي تونيم .
گفتم : بهت قول مي دم كه دوربين را مي رسونيم بالا .
برگشتيم تهران و با يك گروه كوهنورد ، تجهيزات و لباس مناسب، در مرداد از جبهةناندل ،
صعود كرديم . دونفر باربر داشتيم كه كوله پشتي مارا تا قله آوردن بالا . دوربين را خرد كرده و در كوله پشتي هاي مختلف جاسازي كرده بوديم. در شروع 18 نفر بوديم كه پنج نفر گروه فيلمبرداري و بقيه هيئت كوهنوردي كرج بودند . چهارهزار متري ، اردو زديم . تا پنج هزارمترتقريباً براي بچه ها مشكلي پيش نيامد .يك شب در پنج هزار متري خوابيديم . صبح راه افتاديم ششصد متر آخر به تدريج كم مي شديم به طوري كه يكي از بچه ها هذيان مي گفت. مي خواست بخوابد . شنيده بودم هركي بخوابه مي ميره به همين دليل مي زدم توي صورتش . كارگردان و دستيارم دويست متر مانده به قله باز ماندند . حركت به خاطر شيب زياد ، فشار كم و گازهاي گوگردي خيلي كند صورت مي گرفت . از ارتفاع 5000تا 5600 متري جز يك جا فيلمبرداري نكرديم . اسماعيل شيخ سفلي (راننده و كارگرفني ) حسن زاهدي ( صدابردار) و من ساعت 5/9صبح يك ساعت زودتر از گروه كوهنوردي به قله رسيديم و خودمان را براي فيلمبرداري آماده كرديم و تا ساعت يازده ونيم بالا بوديم . فريدون كاظمي دستيارم نيمساعت بعد از ما به قله رسيد . دوربين را به او دادم كه از من هم با گروه فيلمبرداري كند .حسن بشكوفه ( تهيه كنندة تلويزيون ) هم با گروه كوهنوردي به قله رسيد . براي جلوگيري از مشكلات احتمالي يك جلد پشم شيشه ضد آب براي دوربين درست كرده بوديم . اما مشكلي پيش نيامد . اولين شرط فيلمبرداري در كوه اين است كه فيلمبردار ، كوهنورد باشد . يعني از كوه نترسد . بدنش آمادگي داشته باشد . بعد هم زيبايي شناسي فيلمبرداري در كوه را بداند .» دماوند گنبد گيتي ، اثر ماجرا جويانه براي فتح نيست ، حتي بيش از آن كه گزارشي در بارة صعود به قلة دماوند باشد ، سفر فيلمي شده است از حركت هيئت كوهنوردي و اسكي شهرستان كرج . به بهانة حركت آنها و در سر راهشان ، با طبيعت اطراف دماوند، زندگي ايلياتي ، بازي بچه ها در دژ هاي باستاني، حجاري هاي دورة قاجار و آبگرم آشنا مي شويم . يا كارگردان بر اساس طرح اوليه اش، به اين موضوع ها مي پردازد و از طريق تدوين، كوهنوردها رادر لابه لاي تصاوير ديگر مي بينيم. بدون اين كه موضع مستقيمآ از چشم آنها ديده شده باشد . مدت فيلم43 دقيقه است. در دقيقة 30 كوهنوردان در جادة خاكي به سوي قله قدم ميزنند. پيش از اين آنها را درون اتومبيل مي ديديم. از اين پس نيز بزرگ نيا به نقش دماوند در توليد آب تكيه دارد . سرانجام گروه از جبهة شمالي به قله مي رسد.
دماوند گنبد گيتي داراي كشف اعجاب انگيزي است . در اوايل راه آهنگران كولي را مي بينيم كه در شروع كار خود به ضحاك نفرين مي فرستند. اين كشف به گمان من كم از فتح بصري قله دماوند نيست . فتحي كه به گفتة محمد بزرگ نيا : هيچ وقت پايان نيست و بعد از هر فتحي ، فتح بزرگتري وجود دارد . همچنان كه بچه هاي ناندل ، آخرين روستاي جبهة شمالي در آرزوي خو د بادبادك را بالاتر از قله مي فرستند .» فيلم با مرگ گوسفنداني تمام مي شود كه معمولأ از ترس گرگ به سوي قله مي گريزند .
در آغاز علم كوه ( كيوان كياني ـ 1364) نيز يك ميني بوس حامل كوهنوردان در جادة چالوس پيش مي رود و زيبايي هاي منطقه كلاردشت از جمله مرزن آباد و درياچة ولشت و رودبارك را مي بينيم در اين فيلم چهار نفر كوهنورد از دو مسير لهستاني ها وآرش به فتح قله مي روند و برخي صحنه ها بازسازي شده است . شگفتی های سبلان در سال 1366 توسط جواد طاهری ساخته شد(وی برای اشتباه نشدن نامش با جوادطاهری داستانی ساز ، طلوع تخلص کرد)فیلمبردار احمد وخشوری بود فیلم16 میلیمتری رنگی محصول صدا وسیما است. همچنین آتشفشان تفتان (16 میلیمتری) توسط احمد وخشوری در سال1367 فیلمبرداری شد .
بطور كلي ،اين نوع فيلمها به ثبت مسير، حوادث سر راه ،شخصيت ها، موقعيت هاي طبيعي و گردشگري و احتمالا فرهنگي مي پردازند : صعود به قلة آيسلند كارگردان محمود غلامي و محمود نظريان نمونة خوب ديگريست. فيلم با يك معبد بودايي و مراسم سوزاندن مردگان در شهر كاتماندو شروع مي شود و بعد از تصاويرفرودگاه ، راه ، گياهان منطقه ، قاطر ها ، در دقيقة22 "آيسلند پيك" را از دور می بینیم و در دقيقة 43 دوربين محمود غلامي بالاتر از كوهنوردان ايراني، شاهد فتح قله است . صعود به آيسلند پيك ( محصول شركت جمع ساز آوريل 2008 ) از نظر ثبت صحنه هاي سخت ، غرور آفرين و بسيار جذاب است .
سلام آفريقا ، ساختة سعيد كوثري نيز يك سفر فيلم حرفه اي چند قسمتي است كه بيش از آن كه به فتح قلة كليمانجارو بپردازد همانطوركه در ابتداي فيلم اشاره مي کند مسئله اش كار فرهنگي است. به ويژه در تانزانيا و جزيرة زنگبار در اقيانوس هند كه بخشي از مردمانش شيعه هستند از جنبة تاريخي و فرهنگي مورد كنجكاوي قرار مي گيرد.از لحظات مهم فيلم ، نمايش يك غار طبيعي مرجاني است كه محل نگهداري بردگان توسط اروپائيان و قاچاق آنها بوده است . البته آنها بعد از معرفي ميوه ها و جانوران و هتل زبرا در شهر موشي ، عبوراز پارك ملي كليمانجارو و معرفي جان پناه هاو باربرهايشان سرانجام به كليمانجارو هم مي رسند و پرچم كشور را برمي افرازند. فيلم به شيوة تولیدات تلويزيوني داراي مصاحبه هايي هم هست . ضمن این با يك قهرمان دوي كنيايي هم آشنا مي شوند كه تا آنجا كه به ياد مي آورم ( در قسمت هاي بعدي ) به ايران دعوت مي شود و به ديدار باغبان باشي قهرمان دوي صحرا نوردي ايران هم مي رود . فيلم داراي صداي حرفه اي و گفتار ( با صداي احمد رسول زاده) است .
فيلم سياوشان (شهريور 1385) نيز گرچه گزارشی به نظرمي رسد كه به ثبت خاطرة جستجوي يك كوهنورد گمشده مي پردازد ولي از اين نوع فيلم عبور مي كند ودر همايش بزرگداشت روز دماوند به رابطة دماوند با فرهنگ ايران از طريق دكترجنيدي و كنسرت موسيقي گروه چكاد البرز در قلة دماوند مي پردازد. فیلم به ياد یک دوست و بنا به سفارش تهيه كننده فيلم كه خانوادة يزداني است ساخته شده است گروه در قله، موسيقي اجرا مي كنند و ما نمي دانيم كه اگر اين اتفاق نبود ، بازهم چنين آهنگي (كه با ني ودف همراهي مي شود ) در آن بالا اجرا مي شد يانه ؟ هرچند صحنة اجراي موسيقي با شعري كه مي گويد :
«مبادا راستي برود از اينجا ، مبادا پاك مرد برود از اينجا » به خودي خود يك اتفاق سينماييِ جذاب و مهم است .
در اين مجموعه به فيلم لاتون ساختة بابك مجيدي اشاره مي كنم كه داراي يك تجربة جذاب سينمايي است .فيلم با صحنه اي مبهم ، شروع می شود . فيلمبردار در حال نصب يك وسيله بر سر "بوم " است . كه به صورت راز فيلم باقي مي ماند . پس از اين صحنه روستاي كوته كومه از توابع آستارا معرفي مي شود و سر انجام شاهد صحنه اي زيبا از آبشار هستيم كه دوربين درست از روي آبشار ريزش آب را نشان مي دهد و در اين جاست كه فيلم راز صحنة اول را بر ملا مي سازد .( محصول شركت فيلمسازيِ طالش فيلم 1383- 84)
عبور از ريگ جن ، ساختةآرش رئيسيان ، نيز ثبت خاطرة يك اقدام متهورانه يعني مقدمات عبور از كوير ارواح است كه دوربين، در ميانة كار از راه باز مي ماند و همراه كوير نوردان ، پاي به كوير نمي گذارد.در اين فيلم برای نخستین بار شاهد صحنه ای هستیم که معمولا هست ولی فیلم ها آن را درز می گیرند. هر پنج نفر کویر نورد در خانة يكي از افراد گروه ( حسين كحال زاده ) ورقه اي را امضا مي كنند كه در صورت بروز هرنوع حادثه. ساير اعضا گروه هيچ مسئوليتي در قبال آنها ندارند.صحنه تائیدیه البته هیجان مضاعفی بر فیلم می افزاید و آن را در زمره نخستين گزارش هايي در می آورد كه دقيقاً به موضوع خطر در چنين اقداماتي مي پردازد.فيلم به سفارش اعضا گروه ( شيشه چي ، كحال زاده ، پارسي ، بريري و رضا قلعه اي در پائيز 1386) ساخته شده سندي مهم و جذاب است. هرچند ، گروه برای ثبت خاطره عبور از ریگ جن دوربین تصویر برداری در اختیار نداشت .
فيلم هاي موردي ـ اكتشافی
كوه خواه قله باشد يا غار مورد مطالعه موردی قرار می گیرد. کوه در برابر انسان مقاومت مي كند . صعود و ورود به غار، بصورت فني صورت مي گيرد. دو شخصيت اصلي يعني كوه و انسان در كنش متقابل شناخته مي شوند . تمام تمركز كار روي كوهنوردي يا غار نوردي است. اين نوع فيلم را « ماجرا جويانه» نيز ناميده اند كه از نبرد انسان براي غلبه بر طبيعت و انگيزه و احساس دوران ما براي كشف جهان ناشناخته، ناشي مي شود. فيلم هاي كويرنوردي نيز در اين زمره اند. در اين فيلم ها از طريق پژوهش موردي با مسائل مطروحه دركوه ، عرف و قانون و موازين حقوقي و انساني روبرو هستيم و يا براي اولين بار شاهد يك اتفاق می شویم :مثل گشایش مسیر های جدید. فريدون نجاح واحمد فرزین نیا به اتفاق یک تیم کوهنوردی درسال 1348: "اولین تلاش برای صعود زمستانه از گرده آلمانی ها را انجام دادند که متاسفانه بر اثر سقوط بهمن جان باختند " به گفتة محمدنوري، مرحوم نادر ابراهيمي از روي گردة علم كوه از اين صعود فيلم گرفت . که بخشی از آن را در سریالی به اسم سفر های هامی و کامی استفاده کرد .
در فيلم اشترانكوه ، دوربين احمد وخشوری به موازات يخچال نوردان در صعب ترين لحظه هاي صعود حضور دارد . فيلمساز جواد طاهري ( طلوع) هدف از فيلم را در گفتار آغازين چنين تشريح مي كند : و اين بار براي سياحت و صعود به يكي از قلل معروف ايران در عرصة رشته كوهي باشكوه گاه مي نهيم » در اين فيلم هم با كوچ عشاير لرستان روبرو هستيم ولي سياحت براي رسيدن به نقطة آغاز حركت به سوی قله در ازنا است . و با معرفي اين نقطه، نماي هليكوپتري ( در اين مرحله) پايان مي گيرد و دوربين با يك ديزالو در سطح زمين مي ايستد . دوربين احمد وخشوري بالاتر از يخ نوردان است در بيست وششمين دقيقه فيلم ، قلة 4150 متري سنبران فتح مي شود و می شنویم:«بوميان ، آن را كوهي طلسم شده و تسخير ناپذير مي دانند واين در حالي است كه كوهنوردان بعد از ساعت ها تلاش فاتحانه بر قلة سنبران ، گام مي نهند .» بعد از رسيدن به قله هليكوپتر دوباره بكار گرفته مي شود تا محيط زيست طبيعي بنمایش در آید . در فيلم اعلام مي شود كه« براي نخستين بار از چهرة زيباترين آبشار كشورمان پرده بر مي دا ريم : "آبشار شوی ."
فیلمهای خانتان گری _ صخره سرخ تیان شان ، آیلند پیک و غار پراو نیز از این جمله اند .
فيلم هاي شخصي : كوه وسيله اي براي تجربه وبيان شخصي وهنري است . اشاره مي كنم به طبیعت ایران دکتر فرامرز معطر و فیلم آرام و زيباي حفره ( ساختةحسین فرجی ) كه از روي كوه هاي برفي و حركت ابرها بر كوه آغاز مي شود و به سوي حفره ( غار اوله) در دل كوه مي رود كه محل زندگي خفاش ها وانباشته از زيبايي هاي طبيعي است. در این فیلمها بیان هنری نسبت به طبیعت دراولویت است .
فيلم هاي آموزشي وپژوهشي : فيلم ها و ويديو هاي آموزشیِ ما تا آنجایی که می دانم نه سابقه ای دارند و نه این که از نظر شيوة مستند سازي دارای تنوع آموزشی هستند. چند فيلم آموزش غار نوردي وكوهنوردي که در ايران ساخته شده ( از جمله غارشناسي از « اولين اردوي بين المللي غارشناسي در ايران» با حضور غارنوردان كرواسي ، سوئيسي بلژيكي ، فرانسوي و ايراني كه در بارة نقشه برداري بهينه از غارها ، تبادل نظر مي شود) بیشتر ثبت واقعه و دارای خاصیت اطلاعرسانی هستند تا آموزشی. در فيلم طاق اسپهبد خورشيد ساختةسعيد هاشمي پور در عين حالي كه گزارشي ازسفر يك گروه غارنورد است ، به ثبت چهرة استاد چنگيز شيخلي پيشكسوت غارنوردي ايران و معرفي غار و طاق اسپهبدان خورشيد و وجه تسمية آن نيز مي پردازد و به نحوی اطلاع رسان است . احتمالا از کلاس های آموزشی کار با قطب نما و نقشه خوانی و هواشناسی کوهستان فیلم های آموزشی تهیه شده است .
خاطره نگاشتِ تصویری
فیلم به مثابه دفترچه يادداشت ، معمولا کاری بدون طرح است. در برابر فیلم های خبری و گزارش ها ، خاطره نگاشت هاي تصویری يا ويديو هايي قرار دارند كه خاطرات سفر را به صورتی شخصي و خصوصي ثبت مي كنند و پديدة تازة دوران ويديو و ديجيتال محسوب مي شوند و محدودیت زمانی، زبانی و پخش آثار تلویزیونی را ندارند. در خاطره نگاشت ها دوربین در کف کوهنورد قرار گرفته است تصویر بردار میهمان ندارند . اين دسته از كارها از نظر ثبت چهرة كوهنوردان و مسائل حين سفر براي خود آنها و احتمالاً براي تاريخ كوهنوردي ايران جالب است و مي تواند بعد ها مورد تحقيق قرار گيرد ويا در فيلم هاي به اصطلاح « گرد آوري» بكار رود و يا اگر روزي خواسته باشند مركزي براي نگهداري اسناد بصري از مناظر طبيعي ايران فراهم آورند ، دستمايه هاي مناسب هستند . اين فيلم ها غالباً داراي گفتار و مبتني بر موسيقي اند(كه در بسياري موارد به جاي صداي سرصحنه و براي پركردن فضا ويا ايجاد هيجان مضاعف بكار مي رود) . گفتار حالت رسمیِ فیلم های خبری و گزارشی را ندارد و نوع سخن (آرایه کلام ، گویندگی ولحن ) و یا گفتمان آنها با فیلم های رسمی متفاوت است. كار فيلمبرداري ممکنست غير حرفه اي باشد ولی یک مزیت عمده دارد که فيلمبردار همراه گروه در سخت ترين شرايط به ثبت لحظاتي از زندگي و تلاش دوستان ويا همراهان می پردازد و گاهي به شيوة اول شخص با همراهان صحبت مي كند. براي مثال فيلم « پيمايش زمستاني خط الرأس كهار به كرچان" (که ثبت اقدام باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند در ديماه 1385 است ) داراي گفتار اول شخص است و فيلمبردار ويا شخصي ديگر از پشت دوربين با افراد به شيوه اي خودماني حرف مي زند از جمله بعد از عبور از ده كلوان در جادة چالوس و قبل از حركت به سوي قلة هفت خواني از ابوالحسني عضو گروه مي پرسد : هوا چطوره ؟ و می شنویم : « هوا كه بلبله بعد از ديروز » .و يا هيئت كوهنوردي شهرستان اسفراين در تاريخ14/2/86 به قله 2868 متري نظرگاه ( امزاده شملق) صعود كرده اند.و يا هیئت کوهنوردی بانوان برجرد به سرپرستي افشانه بهنوا به قله سماموس، آبشار بيشه ،درة نگار ، رفته اند و يادگارهاي آن سفر خوش ثبت شده است. و يا انجمن كوهنوردي دانشجويان دانشگاه تهران در 21/5/87 خاطرات سفر به سرچال وعلم چال و صعود به قلة علم كوه از مسيرسياه سنگ را ثبت كرده اند . البته كار آنها به صورتي علمي با معرفي هيئت وظايف اش شروع مي شود و ياد ها وخاطره هايي باقي مي گذارد . بزم ماتم دربارة مرحوم مقبل هنر پژوه و افتخاراتش براي كوهنوردي ايران است . و گشايش مسير اراكي های ديوارة علم كوه در مرداد 1386توسط فيلمبردار و عكاس بهنام سليماني با موسيقي وبه صورت كليپ وار همراه شده است . البته فيلم ، حاوي تصاويري از موقعيت هاي خطير است . آنها از ميدان شهداي اراك براه مي افتند و سرانجام به هدف خودشان كه گشايش مسیر اراكي هاست نائل مي آيند و از اين كوشش، سند بر جاي مي گذارند . سندي كه اگر دوربين فيلمبرداري و يا عكاسي همراهشان نبود اثباتش دشوار مي نمود .
برخی از این دسته فیلم ها دارای الگوی نوارهای عروسی است و هیجان از طریق تدوین و موسیقی چاشنی می شود. امروزه خاطره نگاشت های تصویری را در برخی سایت های مربوط به کوهنوردی می توان دید.
دوربين ويديو در قله
تا اواخر دهة شصت كمتر ،دوربين ويديويي به قله هاي ايران رسيده بود .محمد نوري هنگام صعود به قلة جوپار كرمان تصميم گرفت دوربين ويديو را از تصوير بردار در راه ماندة گروه بگيرد واز قلة سه شاخ جوپار صعود كند و از آن به بعد شد تصویربردارـ كوهنورد . سال 1368 با دوربين ويديو به علم كوه رفت . در اين سفر هفت خوان ، پشت علم كوه براي اولين بار صعود شد و محمد نوري آن را تصوير برداري و ثبت كرد .سال 1369 محمد نوري به تنهايي دیوارة 850 متري علم كوه را در زمستان صعود كرد. در اين سفر دوربين نداشت ولي كوهنوردي به نام جلال راووکي(رابوکی) كه تا يخچال علم چال آمده بود با دوربين سوپر هشت فيلم گرفت . محمد نوري با اين صعود کاری شاخص را به انجام رساند .
در فيلم تفتان بهمن هفتاد، مهندس مهدي نجار پیشه و محمد نوری به تصوير برداري صعود به تفتان پرداختند . اين ويديو ، داراي نماي هوايي و طرح گرافيكي چهار مسيرصعود به قله تفتان است . مهدي نجار پيشه ، در سال 1373 فيلم گنبد گيتي را هم بصورت ويديويي ساخت .می گويد :"گنبد گيتي فيلمي در بارة طبيعت وتلاش آدمي براي تسلط بر آن است. از تخت فريدون به طرف قله دچار بوران شديدي شديم كه هم فيلمبرداري و هم صعود را دشوار كرده بود. براي اين كه باطري هاي كامراي3000 M يخ نزند فكري به ذهنم رسيده بود. من يكBP90 برده بودم كه آمپرش بالا ست وكار چهار باطري معمولي را مي كندبه اضافة سه تا باطري معمولي . در صحنه اي كه تگرگ به داخل دوربين مي زند و محمد نوري گروه را با طناب بالا مي كشد من باطري را روي شكمم بسته بودم امادر قله با يك جبهة هواي سرد ،همه چيز يخ زد . حتي دوربين ."
محمد نوري ، در سال 1374 باويديو هندي كم به قلة كمونيسم در كوه هاي پامير تاجيكستان رفت ولي دوربين گريپاژ كرد و از كار افتاد . مي گويد : "سال 1375 با يك هيئت كوه نوردي به قزاقستان رفتم واز تمام مقدمات واز فتح قله چاپايف فيلمبرداري كردم . برگشتيم پايين كوه ورفتيم به 5900 متري در يك غار برفي خوابيديم . تا اينجا فيلمبرداري آنطور كه مي خواهم وجود دارد ، روز دوم در يك هواي نسبتأ خراب به سوي قلة خان تانگري در مرز چين وقزاقستان راه افتاديم . يازده كيلو دوربينM900 و باطري هاي بزرگ را خودم حمل مي كردم . در ارتفاع7010 متري يعني روي قله به خاطر سرماي زياد دوربين از كار افتاد . پنج ثانيه روشن مي شد واز كار مي افتاد .در آن موقع من فكر مي كردم دوربين كار مي كند وقتي پائين آمدم ديدم تصوير نگرفته . درنسخة نهايي فتح خان تانگري را با استفاده از اسلايد و عكسهايي كه يكي از كوهنوردها گرفته بود نشان داديم . سال 1376 از طرف فدراسيون به قلة گاشر بروم2 در پاكستان رفتم. براي اين سفر يك هندي كم ديجيتال خريديم .خيلي سبك وراحت بود . با وجود سردي هوا، توانستم دوربين را در لباسم مخفي كنم و در مواقع ضروري از صعود فيلم بگيرم اين فيلم را احمد قانعي در فدراسيون تدوين وصدا گذاري كرد فيلم كوهنوردي براي من فيلم طبيعت نيست ."
احمد قانعي فيلمبردار متخصص كوه و دستيارش محمود مقدم که هر دو فیلمبردار تلویزیون هستند در ارديبهشت 1377به همراه تيم ملي عازم فيلمبرداري از قله اورست شد .به گفتة محمد نوري واحمد قانعی دوربين توسط " محمدحسن نجاريان به قله اورست رسيد" بنابراین با دو نوع فیلمبرداری روبرو هستیم .
با ورورد دوربين هاي ديجيتالي، اتفاق شگفت در فيلم برداري از كوه در ايران فرارسيد و دوربين سبك وزن ، در كف كوه نورد قرار گرفت. پیش از این گفته شد که بيشتر خاطره نگاشت های تصویری توسط تصويربردار ـ كوهنورد برداشته شده است از جمله فيلم پل خواب ، مسير دوستي ساختة كلوب باشگاه آرش ـ 1387 كه فيلمي يادگاري در گشايش مسير دوستي و خوش ساخت است . چنين فيلمي (كه به ياد مهدي عزيزي، همنورد گروه تقديم شده ) بي شك در تاريخ كوهنوردي ايران داراي اهميت است . در اين فيلم موسيقي بر هيجان صحنة صعود از صخره كه به اندازه كافي هيجان انگيز هست مي افزايد.
ويديوي به ياد اولين صعود به كلون بستك و اولين صعود آزاد كوه ساختة آزاد سلطاني و توحيد نوروزي (نيمة ديماه 1387) نيز فيلم دقيق وخوبي است . نام قلل روي نقشه نوشته مي شود. برنامه به دقت پيش مي رود . "هرچند تمام تيرك هاي چادر از يكي از كوله ها در طول مسير مي افتاد و گروه تيركي براي برپايي چادر نداشت و آن را به مدد باتوم ها برپا كردند" سرانجام گروه در روز چهارم بعد از صعود از شيب تند دامنه هاي تيغه اي به شاهزادة گردن كج يعني آزاد كوه مي رسد .
فیلم خانتان گری_ صخره سرخ تیان شان (تهیه کننده وکارگردان رضا نظام دوست ،تصویر برداران جواد نوروزی،رضا نظام دوست ومهدی غضعفری برای شبکه چهار سیما) به خاطره محمد اوراز ،داود خادم، سعید امینی وسامان نعمتی تقدیم شده . از نظر سینمایی کاری حرفه ایست که به شیوه تلویزیونی و با رویکرد سیاسی _ مذهبی ساخته شده است . فیلم با فرودگاه آلماتا پایتخت جمهوری قزاقستان شروع می شود . در این فیلم هم مانند لمس خلاء قبل از صعود به قله، شاهد تصویری از خانتان گری از درون هلیکوپتر هستیم . در فیلم آیلند پیک _ قله ای در جزیره (حسن نجاریان _ 1386) نیز که ثبت اولین صعود هیئت کوهنوردی کارگران کشور به آیلند پیک در کشور نپال است نیز از داخل هواپیما ، قله مشاهده می شود . گرچه گوینده اعلام می کند که "متاسفانه در صعود به قله کالاپاتار دوربین از کار افتاد" ولی روز بعد صعود به آیلند پیک (قله ای در جزیره)از سلسله جبال هیمالیا با زیبایی و مهارت هرچه تمامتر تصویر برداری شده است . حسن نجاریان پیشاپیش گروه است . کوهنوردان را در زمینه طبیعت و در نماهایی دور و دل انگیز و زیبا از قلل سرکش ، در عبور ازکنار شکاف های یخی و شرایط دشوار بنمایش در می آورد . کنتراست رنگی بین زمین قهوه ای وقلل فیروزه ای رنگ را درکادر حساب شده ودقیق خود ثبت می کند و لحظه ای بعد همراه آنان در قله و کنارپرچم جمهوری اسلامی ایران است . حسن نجاریان از همان نخست ،روی باربران نپالی ، زحمات آنان برای گذران زندگی(که گاهی تا صد کیلو بار هم حمل می کنند) و رگ های واریس شده پایشان تاکید می کند و از سوی دیگر آنان را به عنوان مردانی شجاع وجسور می ستاید تا شاید حکایتی نمادین از کارگرانی باشد که همراهشان به هیمالیا آمده است . از این نظر آیلند پیک قله ای در جزیره ، در میان فیلم های مستند کوه در ایران ، کم نظیر است .همچنین اشاره می کنم به ثبت خاطره انگیز لحظه های دشوار در فیلم صعود زمستانیِ دماوند از مسیر شمالی کار یوسف سوری نیا . فیلم با تصویر خانمی در قله شروع می شود که از خطرهای ناشی ازنداشتن دید کافی در بوران وبرف صحبت می کند . بقیه فیلم گفتار ندارد . روز بعد در بد ترین شرایط جوی، فیلمبرداری می شود . با وجود این ، فیلم همچنان ساختار بصری تاثیر گذاری دارد و تصویر بردار درشرایط دشوار نیز قادر شده است تا زوایای مناسبی برای نمایش صعودزمستانی را ثبت کند و از این نظر یوسف سوری نیا وظیفه ای به مراتب دشوار داشته است . (البته نمی دانم که از زنده یاد محمد اوراز فیلمی بیادگار مانده است یانه؟ )
تنگه رغز
محمود غلامي ، با تنگة رغز (Raghez) نيز به اثبات می رساند كه فيلمبرداري مسلط است . رغز ، نام تنگه ايست در شهرستان داراب از توابع شيراز و بلند ترين آبشار آن به نام آبشار آذرخش 65 متر ارتفاع دارد . (كارگردان هاي فيلم محمود غلامي و محمود نظريان هستند ) در اين جا ، فيلمبردار علاوه بر صخره نورد ، شناگر هم هست و ضمن عبور از تنگه بايد حوضچه ها را هم با شنا طي كند.
غار هاي ايران
چنگیز شیخلی پیشکسوت غارنوردی ایران در فیلم مرگ خورشید ساخته سعید هاشمی پور-1385- 1387) ضمن بیان حکایت غاراسپهبدان خورشید دردوآب سواد کوه مازندران و ساکنانش از جمله خاندان گاوباره در دوران ساسانی به هیئت غار شناسان ایران (که شاهد عکسی از آنان درسال 1325 هستیم) اشاره می کند و می گوید آنها در سال 1327 مقاله ای در مجله نیرو راستی در باره غار اسپهبدان خورشید نوشته بودند . خود وی در سال 1329 با این پدیده آشنا شده وسال 1337 آن را صعود کرده است . حالا درست پنجاه سال بعد به همراه کمیته غارنوردی امید مازندران به سوی غار می رود . فیلم حسرتی بر نابود شدن فرهنگی است که با هجوم به منطقه از بین رفته است .
عیسی امیدوار ( متولد 1309)یکی از دو برادر جهانگرد ایرانی نیز بمن گفت که قبل ازسفرشان به دوردنیا یعنی در اواخر دهه بیست شمسی، غارنوردی می کرد ویکی از کاشفان تعدادی از غارهای ایران است . البته از نظر تاریخ غارنوردی نخستین بار نام منوچهر مهران و باشگاه پیکار تهران کوهنوردان شیرازی به ثبت رسیده است که نخستین بار از غارشاپور در کازرون بازدید کردند .
سال 1339 غار علی صدر توسط فریدون اسماعیل زاده کشف شد . مرحوم اسماعیل زاده در گفتگو با خبرگزاری میراث فرهنگی گفته است :
"ما اولین بار در سال 1339 بود که کاملا اتفاقی پس از گردش در غار سراب که در همان نزدیکی بو این غار را کشف کردیم . در این تاریخ مرحومان حسن ابریشمی کاظم سلاحی وسید رحیم حسینی هراه ما بودند ." اما نمی دانم از آن روزها فیلمی بیاد گار مانده است یا نه اما از یک سفر دیگر یادگاری مانده ست :
احمد صدقی وزیری شهریورسال5213 ازطرف تلویزیون مامور همکاری با غارنوردان دانشگاه تهران شد تا ( به همراه محمد اسماعیل امامی فیلمبردار ، دستیارش کاظم براتی واصغر وکیلی صدا بردار ) از غارعلی صدر همدان فیلم بردارد . صدقی وزیری می گوید:" غار هنوز به تمامی کشف نشده بود . ما همان ابتدا از یک چاه به قطر حدود نود سانتیمتر و عمق چهار متری، پایین رفتیم .چاه به کانالی شیب داربه طول دویست متر منتهی می شد و به دریاچه می رسید . دریاچه ای که گاهی به عمق دوازده متر می رسید . در آنجا لاستیک های دیزل، باد شد و با تخته های دو و نیم متری ، هفت قایق ساختند که دو تا از قایق ها به ما تعلق گرفت و به همراه پنج قایق دیگر براه افتادیم . گروه تعداد زیادی چراغ فانوسی پیک نیکی همراه داشت که هرکدام هفت ساعت نور می داد . جلوی هر قایق یک چراغ فانوسی قرار گرفت . فضا برای فیلمبرداری کاملا مناسب بود . البته ما باطری فلاش هم همراه برده بودیم . معلوم بود که قبلا افرادی غار را طی کرده و تا مسافتی با نخ پرک علامت گذاری کرده بودند. اما جلوتر، این علامت ها نبود و ما حدود شش ساعت در غار گم شدیم . غار انباشته از تالارها و قندیل های زیبا بود و ما را بطرف خودش می کشید . بنظرم راه ها مارپیچ بود راه هایی را می رفتیم که به بن بست می خورد و بر می گشتیم. دست آخر یک گروه دیگر را دیدیم که با قایق بطرف ما می آمدند .فیلم در اختیار گروه کوهنوردی دانشگاه تهران قرار گرفت ولی نسخه ای در آرشیو تلویزیون باید باشد . “
سفر در ظلمات (ساخته حبیب عبادی در تلویزیون مرکز زنجان -1369 با همکاری گروه غارنوردی باشگاه دماوند تهران 16 میلییمتری رنگی 135 دقیقه)به نوشته مسعود مهرابی " نمایش جلوه های گوناگون یکی از وسیع ترین غارهای سطح الارض جهان در اطراف زنجان به نام غار کتله خور است " .
فیلم غارعلی صدر ( کارگردان امیر شمخانی ، فیلمبردار نادر کاظمی -گروه مستند سازی سیمای مرکز همدان- 1388) نشان می دهد که چهارده کیلومتر از این غار تا کنون کشف شده و آن را به عنوان یکی از ده غار بزرگ گردشگری جهان در آورده است . سالانه پنجاه هزار نفر از آن دیدن می کنند . امروزه در غار علی صدر ، پیاده روی ،قایق رانی و غارنوردی می شود .
زيباتر از افسانه ساختة حجت فروغي (1376 ) در باره صعود به غار سيمرغ درکوه هامونت است . این کوه به ارتفاع 2700 متر و بين سرباز و ايرانشهر و زابلي قرار دارد . غار از نظر بلوچ هايي كه مورد مصاحبه قرار مي گيرند : « غاري افسانه اي و محل گنج واژدها ست ».
علی سرگزي ومحمد نوري ديوارة سي متري كوه هامونت را صعود مي كنند. فيلم برداران مسير و پائين كوه : نجار پيشه و محمد كاهني هستند ولي در بالاي ديواره و داخل غار توسط نوري تصويربرداري شده است . البته وی به من گفت كه" غار چندان عمق نداشت و گنج و سيمرغي هم در كار نبود ." ولي بالاي ديواره ، دو آشيانة عقاب ديده مي شود . اگر در فیلم اشترانکوه بعد از فتح قله سنبران جواد طاهری می گوید:" بومیان آن را طلسم شده می دانند"، تازگي وجذابيت انسان شناختي كار فروغي اين است كه غار را به وسيلة مونيتور در چادر به بلوچان نشان مي دهد و عكس العمل آنها تا حدودي ثبت شده كه در اين نوع فيلم ها در ايران بي نظير است . هرچند بنظر می رسد که برای جذابیت موضوع جملات اهالی بهتر است زیر نویس شود .
فیلم غار کرفتو در سال 1377-78 توسط محمد رضا عرب ، ساخته شد. سفر فیلمی است که با تماشای یک بازار و مسجد دوره افشاریه به همراه موسیقی شروع می شود و گروه غار نورد ، در جاده سنندج _ به سوی غار کرفتو براه می افتند . یک خانم غار نورد و راهنمای باستانشناسی، می گوید پروفسور گیرشمن نوشته های یونانی درون غار کرفتو را ترجمه کرده است . درغار دوشه با نقش هراکلیتوس روبرو می شویم که معادل بهرام و بهرام یاور مهر است .( محصول شبکه 4 سیما)
فيلم پراو پلكاني به سوي تاريكي (رضا نظام دوست _ 1382) به محمد نوري تقديم شده است . محمد نوري و غدير يزداني در سال 1372 به انتهاي غار پراو رسيدندو مسيری را که انگليسي ها و لهستانی ها وکانون کوهنوردان کرمانشاه بصورت تیمی طی کرده بودند به صورت سبکبار طی کردند. محمد نوري به من گفت كه« ما دونفره به غار PARAUرفتيم كه جزيي از كوه تاق بستان و مجموعة باستاني آنست ( دو نفره رفتن به اين معناست كه كسي منتظر بازگشت آنها در بيرون غار نيست .چيزي شبيه كوه نوردي به روش آلپي در فيلم لمس خلاء). غارنوردي 12 روز بطول انجاميد . غار هنوز ادامه دارد ولي ما درعمق 750 متری، به جايي رسيديم كه شتر گلوست و از آنجا نمي توانستيم جلو تر برويم . با غار پراو متوجه مي شويم كه با طبيعت آشناييِ چندانی نداريم» . ورودی غار پر او در بالای کوه پراو (3050متر ارتفاع از سطح دریا) ومظهر آن جزیی از طاق بستان ومجموعه تاق بستان است . غارنوردان تا آغازچاه26 پیش رفتند . انگلیسی ها آرزو داشتند که ازمظهر آب در داخل تاق بستان بیرون بیایند .
اما فيلم پراو پلكاني به سوي تاريكي به دليلي ديگر ساخته شده . سه غارنورد هفت روز است كه به داخل رفته اند واز آنها خبري نيست . گروه نجات به درون غار می روند و ضمن پيش روي آنها ، تاريخچة ورود به غار مرور می شود . غار داراي چاه ها يي است ( مثل چاه اروئيكا) كه گروه بايد با روش فني از آن پائين برود . در نقاطي دشوار ( مثل تالار مسجد) كمپ اش را برپا دارد، آرواره هاي جهنم را بگذراند و باريكه هايي را سينه خيز برود .
فيلم كاملاً حرفه اي ساخته شده . نورپرداز، زنده ياد سعيد اميني ( ؟) و يوسف سوري نيا هستند . ( فيلم به خاطرة ويكتوريا ، سعيد و امير تقديم شده است) . سرانجام گروه نجات علي رحيمي را نجات مي دهند وبا خود بالا مي آورند و هموست كه در سراسر فيلم موضوع سقوط وخواب مرگ دوستانش را توضيح مي دهد و خودش هم تصمیم داشته بخوابد که صدا شنیده است .
كارگرداني وفيلم بردار ي با رضا نظام دوست (متولد 1352 )است . كه با اين فيلم نشان مي دهد . فيلم غارنورديِ ايران يك فيلمبردار ـ غار نورد درجه يك و درخشان دارد كه فيلم غارنوردي را به صورتي زيبا ، هيجان انگيز و علاقمندانه مي سازد .( فیلم برنده جایزه اول جشنواره فیلم های ورزشی تهران و دیپلم افتخار جشنواره فیلم های ورزشی میلان ایتالیا است )
گزارش اولین اردوی غارنوردی بین المللی در ایران ؛ گزارش بازگشایی غار پیری در خراسان شمالی _شیروان وگزارش پیمایش غار هنامه در خراسان شمالی_ شیروان و غار پوستین دوز و حفره ( ساخته حسین فرجی) و صعود دهانه غار سپهبد خورشید ( داود لشگری _ صعودِ بزرگترین دهانه غار ایران) از فیلم های غارنوردی سالیان اخیر است .
جدا از این یک دسته فیلم در مورد غار های ایران وجود دارد که ازفیلم های غارنوردی جداست . از جمله فیلم غار علی صدر ساخته مسعود نوابی با نورپردازی رضا جلالی برای تلویزیون و غار نیاسر در فیلم از آب تا گلاب محمود مقدس جعفری برای صدا وسیما که به معرفی غار وسابقه و زیبایی های آنها می پردازند .
( بسیاری از آثار سالیان اخیر، به صورت دیجیتالی موجود بود و به همت و لطف آقای محمد نوری مسئول کانون تصویرگران کوهستانِ انجمن کوهنوردان ایران ، مشاهده شد .)




