جشنواره یخ نوردی و ورزش های زمستانی نمایشگاه جهانی کتاب کوهستان آبشار سنگان دره ای زیبا در استان لرستان قله ها و یخچال های منطقه علم کوه دماوند کوه را بشناسیم!

با تلاش گروهی از کوهنوردان باشگاه آرش به سرپرستی کیومرث بابازاده و پشتیبانی تعداد زیادی از افراد بخصوص آقای همایون بختیاری، چندین شرکت تجاری و چند تشکل کوهنوردی از جمله فدراسیون کوهنوردی و انجمن کوه‌نوردان ایران، تابستان امسال مسیری جدید در برودپیک به نام کشورمان صعود شد. این مسیر از بارگاه اصلی در ارتفاع ۴۸۰۰متر شروع شده و تا ارتفاع ۶۷۰۰ متر که به مسیر عادی متصل می شود ادامه می یابد. برای صعود این مسیر در مدت ۴۵روز در حدود ۲۰۵۰متر طناب ثابت نصب شد و سه بارگاه ثابت و دو بارگاه موقت بر پا گردید."" (با احتساب ۴روزی که در انتهای برنامه برای رسیدن باربران به انتظار نشستیم مجموعا ۴۹روز در بارگاه اصلی اقامت داشتیم.) صعود این مسیر چندین سال مد نظر قرار داشت و کروکی مسیر احتمالی صعود از چند ماه قبل از برنامه مورد بررسی تعدادی از کوهنوردان کشورمان قرار گرفته بود.

اصل این کروکی توسط تیم فرانسوی تهیه شده است. برای مقایسه بهتر، مسیر ایرانی ها را با رنگ سبز در همین کروکی نشان داده ام. چنانچه مشاهده می کنید، مسیر فرانسوی‌ها که با رنگ قرمز مشخص شده در وسط خط الراس به پایان رسیده است.

در سومین روز راه پیمایی به سمت بارگاه اصلی به طور کاملا اتفاقی با یک کوهنورد فرانسوی برخورد کردیم


 تلاش‌های متعدد برای صعود بلندترين قله‌ی جهان، سر انجام در ساعت يازده و نيم ۲۹ مه ۱۹۵۳  به نتيجه رسيد و ادموند هيلاری ۳۳ ساله اهل نيوزيلند ( از كشورهای مشترک المنافع انگليس ) و شرپا تنسينگ ۳۹ ساله بر فراز اورست ايستادند . سرپرست اين هيات انگليسی، ژنرال جان هونت بعدها نوشت : « من در موقعی كه برنامه  طرح می‌كردم اورست را مثل يک ميدان جنگ فرض كرده بودم » . هيات با استفاده از تجربيات ۱۱ گروه قبلی، با تقريباً ۸ تن بار و نيروی ۳۵۰ باربر، ۳۴ شرپا ، ۱۱ کوه‌نورد (شامل یک پزشک، یک زیست شناس و يک فيلم بردار) توانست اين دو نفر را به قله برساند. تا امروز صعودهای بسياری روی اورست صورت گرفته كه در سال ۱۹۵۳ انجام پاره ای از آن ها به تصور هم نمی آمد ؛ صعود های بدون اكسيژن ، بدون شرپا ، تک نفره ، يک روزه ( از بارگاه اصلی )  ، زمستانی و ... با وجود اين، صعود سال ۱۹۵۳ يک دستاورد بزرگ تاريخ كوه نوردی بود. تا پيش از اين تاريخ تلاش‌های زير برای دستيابی به اورست بی‌نتيجه مانده بود


  رخ جنوب غربی اورست يك جبهه‌ی مهيب از يخ و برف و سنگ است كه تا سال ۱۹۷۵، پنج بار برای صعود آن تلاش شده بود . كريس بونينگتون ، سرپرست هيات پاييز ۱۹۷۲ ، پس از ناكامی در اتمام كار ، گفته بود كه صعود جبهه‌ی جنوب غربی اورست در فصل پس از « موسم » نا ممكن است . اما وی پس از صعود پاييز ۱۹۷۵ با اشاره به گفته‌ی قبلی خود ، نوشت كه در كوه‌نوردی چيز ناممكن وجود ندارد .
صعود جبهه‌ی جنوب غربی ، به روش محاصره ، با صرف هزينه‌ای بسيار سنگين ( كه توسط بركليز بانك پرداخت شد ) و با حدود ۳۰ تُن بار و استفاده از كپسول اكسيژن به انجام رسيد . اما ، اين صعود همچنان يك كار بزرگ در تاريخ كوه‌نوردی به شمار می‌رود . كاری كه فصل نويی را در صعودهای بزرگ گشود و یکی دیگر از « ناممکن » ها را ممکن ساخت : صعودهای ديواره‌ای روی قله‌های هشت هزار متری !
در مقاله‌ی زير ، دوگ اسكات گزارش كوتاهی از اين برنامه ارايه می‌دهد .


اقدام ناگهانی شهرداری رینه برای آسفالت کردن مسیر گوسفندسرا در دامنه قله دماوند، موج بزرگی از اعتراض ها را در مخالفت با این تعرض بزرگ به حریم کوه دماوند به دنبال آورد و فدراسیون کوه نوردی ایران هم نامه ای اعتراضی به وزارت کشور فرستاد که عینا نقل میشود.

جناب آقای صادق محصولی
وزیر محترم کشور

با سلام و احترام
با ابراز تاسف فراوان به استحضار می‌رساند ضایعه‌ای غیرقابل جبران در دامنه‌ی قله‌ی دماوند ـ‌ مسیر گوسفندسراـ در حال وقوع است.‌
آسفالت یک مسیر هفت کیلومتری در دامنه‌ی کوهستان؟ اقدامات نسنجیده، غیر‌ضروری و غیر‌کارشناسی تنها به بهانه‌ی جذب گردشگر توسط مقامات محلی بخش لاریجان جراحتی عمیق بر پیکر کوه دماوند این موهبت الهی و میراث گران‌بهای طبیعی وارد خواهد کرد.


                                                






آه ، که این طبیعت چه بزرگ است و چه بزرگانی را به خود مشغول می دارد ! آنان که دل به کوه داده اند ، باید خیلی احساس غرور کنند که چه بسیار آزادمردان ، هنرمندان ، موسیقی دانان  و نویسندگان ، کوه رو بوده اند ، به کوه نوردی عشق می ورزیده اند ، از کوه عشق را یاد گرفته اند ، و دل تنگی هاشان را با کوه در میان می گذاشته اند و در کنار آن آرام می گرفته اند.




از این بزرگان ، یکی هم زنده یاد نادر ابراهیمی – نویسنده ی چند صد مقاله و حدود یکصد کتاب - است که در سال 1374 نوشته :

 

                ... چهل و شش سال است بی وقفه به کوه رفته ام ، و همیشه عاشق کوه بوده ام ، و اگر روحم برخوردار

                   از مختصر طهارتی باشد ، محصول همه ی ساعت ها و روزها و شب هایی است که در کوه گذرانده ام ،

                   و این جزوه ... کم ترین ادای دین است به کوه ، و به آن ها که همراه ایشان قله های وطن را فتح کرده ام


کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش         کی روی ؟ ره ز که پرسی ؟ چه کنی ؟ چون باشی ؟

 
 در این بیت ، حافظ مهم ترین نکته هایی را که یک ره نورد باید بداند ، گوشزد کرده است . به زبان کوه نوردی ، هر « برنامه » ای را باید صبح زود شروع کرد ( خواب نماند ) ، چرا که فقط در این صورت می توان استفاده ی مناسب را از طول روز برد و مسیر ( بیابان ) پیش روی را درنوردید . عقب ماندن از هیات یا گروه ( کاروان ) ، هم زمینه ساز خطر است و هم پیمودن راه را کسل کننده و دشوار می سازد .

در مصراع دوم ، پیش نیازهای یک عزیمت کوه نوردی فهرست می شود :
1- زمان بندی ( کی روی؟ ) ؛ بدون تعیین تاریخ برنامه ، هیچ سازمان دهی و کاری صورت نمی گیرد . به علاوه ، در هر روز از برنامه نیز ساعت شروع حرکت و زمان بندی استراحت ها ، بسیار اهمیت دارد .
2- به دست آوردن اطلاعات مسیر (ره ز که پرسی؟) ؛ اگر اطلاعات منطقه را نداشته باشیم ، پیمودن مسیر بسیار پرخطر و زمان بر خواهد بود .
3- تعیین هدف برنامه (چه کنی؟) ؛ هنگامی که وارد یک منطقه می شویم باید دقیقا بدانیم چه کاری می خواهیم انجام دهیم . برای مثال ، آیا می خواهیم قله را از مسیر دیواره ای صعود کنیم ، یا از مسیر عادی ؟ آیا می خواهیم مسیر را با یک « حمله » پشت سر گذاریم یا با نصب طناب ثابت ؟ و ... .
4- داشتن توانایی مناسب (چون باشی؟) ؛ بدون کسب آمادگی های لازم و بدون داشتن تمرین ، پا گذاردن به کوه; به ویژه برای کار جدی کوه نوردی خطرناک و حتی مرگ آور خواهد بود .

در چگونگی گام برداری نیز حافظ در چند جا ، یک اصل اساسی را گوشزد می کند، این که نباید شتاب کرد : تیز می روی جانا ترسمت فرو مانی .  یا : بیفتد آن که در این راه با شتاب رود .

 


آن چه که در زیر می خوانید ، بخشی از « یادداشت » گاهنامه ی شماره ی 10 انجمن ( شهریور 1383 ) است که در ارتباط با برگزاری نخستین جشنواره ی گزارش های کوه نوردی نوشته شده است .

گزارش برنامه ها ، بخش مهمی از فرهنگ نوشتاری کوه نوردی ( یا کوه نوشته ها ) هستند که در آن ها بیش از هرچیز به شرح یک سفر کوه نوردی می پردازند و اجرای برنامه ای را اعلام می کنند . هدف از این « اعلام » معمولا آگاه ساختن دوستان و دیگر کوه نوردان یا افکار عمومی از انجام یافتن برنامه است .


بخش اصلی این شماره اختصاص به کندوکاو در حادثه های کوه نوردی دارد ودر این زمینه علاوه بر" یادداشت" تحلیلی ، گزارش 16 مورد حادثه ی کوه نوردی با بررسی علل حادثه آمده است .
همچنین ، مقاله هایی در زمینه ی کار با جی پی اس ، میگرن و ارتفاع ، جهت یابی در هوای خراب ، نکته هایی دباره ی جستجو و نجات ، و اخبار چندین حادثه ی سال های 86-85 را نیز می توان در این شماره خواند . در مقاله ای دیگر ، فهرستی از کتاب ها و مقاله های مربوط به حادثه ، جستجو و نجات در کوهستان آمده است که می تواند مورد استفاده ی علاقمندان و پژوهشگران قرار گیرد . بخش دیگری از گاهنامه ، به گزارش و خلاصه مقاله های دریافتی "همایش زن و کوه" اختصاص دارد که در روزهای 18 و 19 آبان 1385 برگزار شد ؛ این همایش ، بزرگ ترین گردهمایی زنان کوه نورد ایرانی بود .
گزارش کوه نوردی این شماره ، گزارش نخستین پیمایش کامل زمستانی ستیغ سرکچال – آزادکوه است که در زمستان 1385 به انجام رسید .

برای تهیه ی گاهنامه ، اعضا می توانند با دفتر انجمن و دیگران با گروه فرهنگی ققنوس پارس (تهران ، تلفن 22817290) تماس بگیرند .


همزمانی محتوا