جشنواره یخ نوردی و ورزش های زمستانی نمایشگاه جهانی کتاب کوهستان آبشار سنگان دره ای زیبا در استان لرستان قله ها و یخچال های منطقه علم کوه دماوند کوه را بشناسیم!

 

]

نام : محمد جعفر 

 نام خانوادگی : اسدی

نام پدر : هاشم

در تاریخ 15 /6 / 1324 در دره ییلاقی عباس آباد و دامنه الوند کوه (همدان) دیده به جهان گشوده و تحصیلات

ابتدائی و متوسطه را در نزدیک ترین دبستان و دبیرستان محل زندگی (خیابان عباس آباد ، چمن ورمزیار) گذرانیده

و در طول سالهای دوران متوسطه عضو تیم فوتبال دبیرستانم بودم. در سال 1344 با اخذ دیپلم ریاضی خدمت

وظیفه را در سپاه دانش منطقه اورامانات(کرمانشاه) شروع و در روستای دورافتاده ده سرخ کزازی از توابع روانسر

به باسواد کردن فرزندان روستائیان مشغول و در طی مدت انجام وظیفه ، دبستان ابومسلم خراسانی را بنا نمودم.

در سال 1346 وارد دانشگاه افسری شده و در سال 1349 با درجه ستوان دومی و رسته پیاده فارغ التحصیل ودوره

مقدماتی را در شیراز به مدت یک سال سپری و در سمت فرماندهی دسته گروهان سوم آموزشگاه گروهبانی در

تهران مشغول انجام وظیفه گردیدم.

در سال 1350 دوره تکاور را در تهران و در سال 1351 دوره چترباز را در هوابرد شیراز گذرانیدم.

از تاریخ 15 /6 /1353 الی 5/ 9 /1353 دوره کوه نوردی را در ارتش ایتالیا در شهر آئوستا گذرانیده و در طول مدت

مذکور به قلل گرند پارادایس ، تورن ، تورینو ، جیمادیجی و سوزنیهای : جانته دگانته و جولیا ، صعود کرده و صعود

به مون بلان به علت شرایط بد جوی عملی نگردید.

در تابستان سال 1352 آقای جان کاگه یاما از کوه نوردان ژاپنی در دیواره علم کوه دچار سانحه گردید و اقدامات به

موقع و سریع مسئولین پناهگاه و کوه نوردان ایرانی حاضر در منطقه و انتقال وی به محل مناسب و اعزام هلی

کوپتر نظامی از سوی فدراسیون کوه نوردی کشور و حمل وی به بیمارستان نیروی هوایی در تهران ، موجبات نجات

وی که دچار شکستگی از ناحیه سر و خون ریزی شدید شده بود را فراهم و پس از معالجات لازم نامبرده با

سلامت کامل به ژاپن برگشت.

اقدامات سریع ، موثر و مفید فوق الذکر موجبات رضایت ، خرسندی و تقدیر مسئولین کمیته کوه نوردی ژاپن از

مسئولین ایرانی و در نهایت صعود مشترک کوه نوردان ایرانی و ژاپنی به هیمالیا را فراهم نمود و به منظور آشنایی

کوه نوردان ژاپنی و ایرانی و آمادگی آنها برای صعود مشترک اقدامات زیر به عمل آمد :

در نیمه اول اسفند سال 1353 همراه تعدادی از کوه نوردان ژاپنی و ایرانی در صعود مشترک به قله دماوند شرکت

نمودم

در نیمه دوم اسفند 1353 به همراه آقای ناصر رستمی از مربیان با سابقه کوه و اسکی کشور با آقایان تامورا وکاگه

یاما از ژاپن به نپال عزیمت و قله دائولاگیری به ارتفاع 8167 متر را شناسایی و در اردیبهشت سال 1354 به ایران

برگشتیم.

پس از بررسی های لازم و کافی مسئولین کوه نوردی دو کشور ، صعود مشترک به قله ماناسلو به ارتفاع 8156

متر در پاییز سال 1355 را اعلام نمودند.

قله ماناسلو ، هفتمین قله بلند دنیا بوده و اولین صعود به این قله در بهار سال 1956 توسط ژاپنی ها صورت گرفت.

قله مذکور در بهار سالهای 1971 - 1972 – 1973-1974-1975 به ترتیب توسط تیم های ژاپن ، اتریش ، آلمان ، زنان

ژاپن و اسپانیا صعود گردیده و در فاصله سالهای 1952 الی 1976 نیز شش تیم با ناکامی روبرو و در این فاصله 19

تن از کوه نوردان تیم های اعزامی به ماناسلو بر اثر سقوط بهمن جان باختند.

لازم به ذکر است صعود به ارتفاعات هیمالیا به علت ریزش باران های موسمی (منطقه ای) در طول سال فقط در

بهار و پائیز عملی بوده و صعود در فصل بهار به جهت بلند بودن روزها و داشتن زمان طولانی تر ، موفقیت آمیزتر

بوده و قله ماناسلو در فصل پائیز تا صعود مشترک ایران و ژاپن هرگز سرتسلیم فرود نیاورده بود بود و صعود فوق

الذکر برای اولین بار در فصل پائیز صورت گرفت و به عنوان یک رکورد جهانی ثبت گردید.

اعضاء تیم مشترک ایران و ژاپن عبارت بودند از آقایان :

1-     امیر سرتیب محمد خاکبیز ، سرپرست تیم مشترک

2-    نوبویوشی تامورا ، سرپرست و مسئول فنی تیم ژاپن

3-    شادروان مختار مهدیزاده مسئول فنی تیم ایران

4-    مسانوایجی یاما ، عکاس و خبرنگار

5-    شادرون جلال رابوکی (فروزان) عضوتیم

6-    کی میو شی می زو ، پزشک و جراح

7-    شادروان ولفگانگ گورتر(آلمانی) ، فیلمبردار

8-    هیروشی کی مورا ، عضو تیم

9-    شادروان علی محمدپور ، عضو تیم

10-  جان کاگه یاما ، عضو تیم

11-  قاسم دادفرمای ، عضو تیم

12- نوریاشی سوگا ، عضو تیم

13- محمد بهزادی ، عضو تیم

14- تسویوشی کازاما ، عضو تیم

15- یوسف هندی ، عضو تیم

16- محمد جعفر اسدی ، عضو تیم

پرسنل استخدامی از کشور نپال :

1-     افسر رابط از وزارت امور خارجه کشور نپال ، یک نفر

2-    سرپرست پرسنل استخدامی از کشور نپال با عنوان سردار ، یک نفر

3-    معاون سردار ، یک نفر

4-    شرپا(کوهنورد نپالی) 25 نفر

5-    آشپز ، 4 نفر

6-    پستچی ، 2 نفر

7-    گروه باربران در بازگشت از قرارگاه اصلی ، 200 نفر

وزن تجهیزات و پوشاک انفرادی اعضاء و پرسنل استخدامی نپال (منهای باربران) تجهیزات فنی لازم برای مسیر

کمپ های راهپیمایی ، چادرهای مسیر و کمپ های ششگانه ، تجهیزات پزشکی ، مواد غذایی لازم برای راه

پیمایی در رفت و برگشت وکمپ ها ، نوشت افزار و تمامی اقلامی که برای زیست بیش از دو ماه در کوهستان

ضرورت داشت ، 15 تن گردیده و این مقدار بار در جعبه های 5 تا 30 کیلوگرمی با علامت گذاری محل استفاده در

کمپ های معین در اوزان 30 کیلوگرمی جهت حمل به باربران تحویل می گردید.

به منظور انجام کارهای مقدماتی تیم مشترک در کاتماندو در تاریخ 3 /5/ 1355 همراه شادروان جلال رابوکی به

کاتماندو پرواز و از سوی کشور ژاپن نیز آقایان کاگه یاماوایچی ها به پایتخت نپال وارد و بقیه اعضای تیم مشترک در

تاریخ 15 /5/ 1355 به گروه های پیشرو ملحق گردیدند.

در مدت 10 روز اعضای تیم مشترک کارهای اداری ، استخدام پرسنل نپالی ، جداسازی وتفکیک بارها و مقدمات

حرکت را فراهم و درتاریخ 25 /5/ 1355 کاروان از محلی به نام تریسولی بازار،  به حرکت درآمده و پس از 19 روز

راهپیمایی در تاریخ 12/ 6/ 1355 به آخرین دهکده واقع در مسیر به نام سما ، وارد و در مدت 4 روز انتخاب محل

قرارگاه اصلی و آماده سازی آن عملی گردید. کارعملی کوهنوردی از روز 16 /6 شروع و راه سازی ، هم هوایی ،

انتخاب محل کمپ ها ، زدن کمپ ها ، انتقال تجهیزات و مواد خوراکی لازم به کمپ های مختلف ادامه یافته و به

ترتیب کمپ های 1-2-3و4 در ارتفاعات 4920 – 5780- 6300و 6900 متری تا تاریخ 15/ 7 برقرار گردید.

روز 16/ 7 سرپرستان و کلیه اعضای ایرانی و ژاپنی در کمپ 2 در ارتفاع 5780 متری گردهم آمده و اولین نفرات

حمله به قله را انتخاب و روز 17 /7 پس از بوسیدن قرآن مجید و عبور از زیر پرچم های سه کشور (ایران – ژاپن و

نپال) به کمپ 3 رفته و روز بعد 18 /7 به سمت کمپ 4 حرکت کرده و بامداد روز 19/ 7 اکیپ حمله با کمک و

همراهی شادروان جلال رابوکی از ایران و آقایان سوگا و کازاما از ژاپن و تعدادی از شرپاها تجهیزات لازم برای

آخرین کمپ را به ارتفاع 7650 متری منتقل و پس از استقرار چادر قرمز رنگ آخرین کمپ ، گروه سه نفره حمله

(آقایان جان کاگه یاما از ژاپن ، پسنگ شرپا از نپال و محمد جعفر اسدی از ایران) به استراحت پرداخته وبقیه

پرسنل به کمپ 4 برگشتند.

با توجه به شناخت ژاپنی ها از وضعیت مسیر و فاصله تا قله قرار بود ساعت 30/ 4 بامداد 20 مهر حرکت کرده تا

حدود ساعت 30/ 12 به قله رسیده و بتوانیم پس از صعود خود را به کمپ 4 رسانیده و توسط سایر اعضاء به

اصطلاح تر و خشک شویم ، لیکن شدت طوفان در ساعت 30/ 4 بحدی بود که امکان حرکت به سوی قله وجود

نداشت و با هماهنگی سرپرست تیم مشترک و مسئولین فنی دو تیم ، گروه حمله در چادر منتظر تغییر وضعیت

هوا تا ساعت 30/ 8 شده و سپس به جهت وضعیت خاص مسیر(شیب تند یخی) با طناب به یکدیگر متصل و

شروع به حرکت کردیم ، حرکت گروه در گرده کند بود و با توجه به از دست دادن 4 ساعت از زمان صعود ، به آقای

کاگه یاما گفتم از طناب خارج شده و با سرعت بیشترحرکت را ادامه دهیم در غیر اینصورت رسیدن به قله عملی

نیست ، ایشان خطر بدون حمایت حرکت کردن را متذکر شد و من هم بعلت نداشتن زمان کافی برای رسیدن به

قله بالاخره از طناب خارج شده و بصورت انفرادی حرکت را ادامه دادم.

اکسیژن کپسول های مورد استفاده هر سه نفر در ساعت حدود 12 به پایان رسید و این در حالی بود که به ارتفاع

8000 متر رسیده بودیم و افزایش ارتفاع و عدم استفاده از اکسیژن حرکت را مشکل تر می کرد.

در ساعت 30/ 16 یعنی 4 ساعت دیرتر از برنامه پیش بینی شده به قله رسیدیم ، مجدد با طناب به یکدیگر متصل

شده و ابتدا آقای پسنگ شرپا از نپال با حمایت و باپرچم های سه کشور به قله رفته و از او عکس و اسلاید گرفته

و سپس من در قله قرار گرفتم و پس از پایین آمدن من آقای کاگه یاما در رأس قرارگرفت و در این دقایق شدت

طوفان و سرمای هوا بحدی بود که علیرغم داشتن 2 دوربین فیلمبرداری امکان تهیه فیلم میسر نشد و با بی سیم

صعود به قله را اطلاع دادیم.

بلافاصله پس از پایین آمدن از روی قله علیرغم نیاز به حرکت در کرده به منظور تامین بیشتر به صورت انفرادی و با

سرعت راهی چادر کوچک قرمز رنگ آخرین کمپ شده و لطف و عنایت خداوند بزرگ شامل هر سه ما بود که در

ساعت 19 بیستم مهر و در تاریکی به چادر برگشته و در آنجا به یکدیگر صعود را تبریک گفته و توسط بی سیم

بازگشت به کمپ 5 را گزارش کردیم.

لازم به ذکر است من در روز قبل (19/ 7) در حرکت از کمپ 4 به 5 هنگامی که قصد داشتم کت پرم را در کوله

پشتی بگذارم طوفان آن را از دست من درآورده و به ارتفاعات پایین تر برد و من صعود به قله را بدون کت پرانجام

دادم و همین مسئله باعث سرمازدگی شدید دست و پاهایم گردید.

پس از تماس با مسئولین بدون استفاده از مواد غذایی موجود با بهره گیری از کپسول های اکسیژن اضافه در کمپ

به خواب عمیقی فرو رفتیم و من در بازگشت از سفر آن خواب را به مرگ تشبیه کردم و بارها گفتم : من اکسیژن

زدم و مردم (ودرواقع زنده شدم) صبح روز 21 مهر پس از یک استراحت خوب بیدار شده و راهی کمپ چهارم شدیم

و جالب است که کت پر گم شده در پایین تر از کمپ 4 در کنار مسیر بازگشت در اختیارم قرار گرفت.

عصر آن روز به کمپ 2 محل استقرار سرپرست ، مسئولین فنی ، پزشک ، خبرنگار ، فیلمبردار و تعدادی از اعضاء و

شرپاها ، برگشته و توسط دکتر ژاپنی مورد معاینه قرار گرفته و مشخص شد که دست ها و پاهایم به شدت

سرمازدگی پیدا کرده و مداوای دکتر شروع گردید.

به علت نزدیک بودن مونسون (فصل ریزش برف و بارانهای موسمی) و تغییرات شدید هوا در ارتفاعات بالا و پیروزی

بدست آمده ، اعزام گروه بعدی را صلاح ندانسته و تصمیم گرفته شد تیم مشترک برای بازگشت به کاتماندو آماده

شود.

روز 22 /7/ 1355 به قرارگاه اصلی برگشته و مقدمات حرکت به سمت تریسولی بازار طی 5 روز فراهم و در همین

مدت تعدادی از اعضای ایرانی ، ژاپنی و شرپاها یک گردش تفریحی در مناطق اطراف نموده صبح روز 29 مهر ماه

قرارگاه اصلی را با تعداد 200 باربر ترک و 11/8 به کاتماندو وارد و روز 16 آبان ماه هیئت ایرانی به همراه شادروان

گورتر(فیلمبردار) و آقایان تامورا ، کاگه یاما وایچی یاما به دهلی نو پرواز و بقیه اعضای ژاپنی عازم توکیو گردیده و

تیم ایران و همراهان روز 18/8/1355 وارد تهران گردید.

پس از صعود به قله ماناسلو بنیاد هیمالیای فدراسیون کوه نوردی کشور به دنبال بدست آوردن مجوز صعود به قله

اورست از کشور نپال بررسی های لازم را بعمل آورد لیکن به علت واگذاری مجوز صعود به کشورهای مختلف اخذ

این اجازه نامه تا چند سال آینده امکان پذیر نبود به همین علت بنیاد هیمالیا با مسئولین کوهنوردی کشور چین

وارد مذاکره گردید و علیرغم نپذیرفتن درخواستهای صعود به اورست از راه چین ، تقاضای ایران موردموافقت چینی

ها واقع گردید.

چینی ها پذیرفتند در بهار سال 1357 یک تمرین مشترک برای کوه نوردان دو کشور انجام پذیرد و روز 9 /2/ 1357

هیئت 20 نفره ایرانی به سرپرستی سرتیب محمد خاکبیز عازم پکن گردید و روز 13/2 با هواپیما به شهر سی کاژه

به ارتفاع 3900 متر و روز 16/2 با اتوبوس به شهرک دین ژی به ارتفاع 4200 متر رفته و روز 17/2 با کامیون در

قرارگاه اصلی به ارتفاع 5080 متر استقرار یافتیم. فدراسیون کوه نوردی کشور چین با استفاده از جاده کشیده

شده ، قرارگاه اصلی را بسیار وسیع و مجهز تدارک دیده بود و عملا" در ذخیره انرژی کوه نوردان برای رسیدن به

قرارگاه اصلی ، زمان و نیروی انسانی لازم برای حمل تجهیزات و نیازمندیهای برنامه مشترک به پای کوه صرفه

جویی کاملی بعمل آمده بود.

در طول روزهای 23 الی 30/ 2 کمپ های یک ،دو،سه و جهار به ترتیب در ارتفاعات  5580-6100-6500 و 7100

متری برقرار و روز 31 /2 /1357 گروه مشترک کوه نوردان ایران و چین با رسیدن به ارتفاع 7500 متر ، تمرین

مشترک را با موفقیت انجام داده و بعلت نزدیک شدن مونسون گروه مشترک در تاریخ 1/ 3 /1357 به قرارگاه اصلی

مراجعت و پس از بازگشت به دین ژی و سی گاژه چینی ها میهمان نوازی را کامل کرده و هیئت ایرانی را برای

دیدار از لهاسا (پایتخت تبت) در ارتفاع 3700 متر برده و سه روز را در آن شهر به بازدید از دیدنیهای لهاسا گذرانیده

و سپس با هواپیما به چن دو پرواز و پس از 48 ساعت با هواپیما به پکن مراجعت و روز 18 /3/ 1357 وارد تهران

شدیم.

اعضای هیئت 20 نفره عبارت بودند از آقایان :

امیر سرتیپ محمدخاکبیز ، عزیز دیزجی ، شادروان مختار مهدیزاده ، شادروان جلال رابوکی(فروزان) ، شادروان

عبداله عزیزی ، شادرون حسین حراستی ، حبیب اله جهانکار ، محمود رضایی ، پزشک فضل اله امامی نیا ، احمد

نعلبندی پور ، شادروان علی محمدپور ، یوسف هندی(نظامی) ، اله کرم کرمی (نظامی) عزیز خلج ، مجتبی

مظاهری ، محمود مرتضوی ، علی طاهری ، حسین کبیر و محمد جعفر اسدی

در شروع جنگ تحمیلی عراق به عنوان افسر رکن یکم لشگر 21 حمزه به منطقه عملیاتی دزفول اعزام و در تاریخ

9/8/1359 با عنوان معاون و افسر آموزش گروه ضربت لشگر 21 حمزه در منطقه سرپل کرخه از ناحیه پیشانی مورد

گلوله کلاشینکف متجاوزین بعثی قرار گرفته و تا فروردین ماه سال 62 در مناطق عملیاتی دزفول ، اهواز ، خرمشهر

و دهلران در عملیات فتح المبین ، بیت المقدس و رمضان شرکت داشته سپس با سمت رئیس آجودانی لشگر 21

حمزه به تهران آمده و در زمستان سال 1362 به ستاد نیروی زمینی ارتش منتقل و در مدیریت شهدای نزاجا انجام

وظیفه نموده و در تاریخ 15/1/68 به عنوان رئیس آجودانی اداره بهداری نیروی زمینی به آن قسمت منتقل و از

تاریخ 1/7/69 الی 1/8/70 دوره فرماندهی و ستاد ارتش را گذرانیده و بعنوان جانشین مدیریت کارگزینی نزاجا انجام

وظیفه نمودم و درتاریخ 27/6/72 نیز به ستاد مشترک ارتش انتقال یافته و با سمت رئیس تربیت بدنی ارتش

جمهوری اسلامی ایران افتخار خدمت به امر ورزش و ورزشکاران ارتشی را بدست آورده و در تاریخ 1/4/74 با

تقاضای شخصی به افتخار بازنشستگی نائل گردیدم.

 

منبع:هیئت کوه نوردی وصعود های ورزشی استان همدان

عکس مربوط به مراسم سالگرد فتح قله ماناسلو-تهران

عکاس:مصطفی شکرآبی

alpineclub_iran@

 

instagram.com/alpineclubofiran