مشکلات باشگاه های کوهنوردی و راه های برون رفت

(نامه ای سرگشاده از ذبیح اله حمیدی)

با گسترش روزافزون این ورزش در میان آحاد مردم و با توجه به ظهور سلیقه های گوناگون اجتماعی ورزشی و همچنین ایجاد سبک های مختلف صعودهای فنی در رسته های زیرمجموعه این ورزش، به نظر می رسد ساختارهای کنونی دولتی و خصوصی فعلی پاسخگوی سیل عظیم علاقمندان نیست و باید به فکر تغییراتی در آن بود.
شبکه فدراسیون کوهنوردی کشور و هیئت های کوهنوردی مراکز استان و شهرستان ها که سیاست های کلان خود را از وزارت ورزش و جوانان دریافت می کنند به همراه بازوهای اجرایی خود که همان باشگاه های کوهنوردی رسمی کشور هستند مجموعه ای را تشکیل داده اند که می توان آن را از لحاظ تشکیلاتی (سازمان های کوهنوردی و رسمی کشور) نامید.

در این بین فدراسیون کوهنوردی به عنوان عالی ترین مقام این ورزش از سویی با سیل علاقمندان عادی این ورزش روبرو است و از سویی دیگر می باید پاسخگوی بخش قهرمانی و مدال آوری آن باشد.
با نگاهی کلی به این ساختار در می یابیم که در این ورزش با دو بخش اصلی زیر مواجهیم:
۱- آموزش های گوناگون کوهنوردی
۲- اجرای برنامه های گوناگون کوهنوردی (در داخل و خارج کشور)
که این دو مقوله در راس سیاست گذاری های فدراسیون کوهنوردی، هیئت های ورزشی و باشگاه های کوهنوردی کشور قرار گرفته است.

هرچند به نظر نگارنده استعدادیابی، فرهنگ سازی و سامان دهی وضعیت فعلی می تواند یکی از مهمترین وظایف سازمان های کوهنوردی کشور قلمداد شود که شاید بتوان بخشی از آن را بر عهده ی سازمان های مردم نهاد (NGO) کوهنوردی و در راس آن بر عهده انجمن کوهنوردان ایران نهاد.

به موازات سازمان های رسمی کوهنوردی کشور گروه های مختلف مردمی هستند که در دسته جات گوناگون که اکثرا در فضای مجازی، ادارات و دانشگاه ها و … شکل می گیرند به این ورزش مشغول اند و حتی از آن درآمدزایی می نمایند.
از دیــگر خطـوط موازی این سازمــان ها می توان به شرکـت های (تجاری کوهنوردی) اشــاره کرد که با قصد درآمد زایی به این ورزش می پردازند و همچنین می توان به کوهنوردان آزاد و مربیان نام آشنایی نیز اشاره نمود که به طور مستقل با اجرای برنامه های کوهنوردی و آموزشی در این ورزش مشغول فعالیت هستند.
باید اذعان کرد سیل عظیم ورزشکاران و علاقمندان به این رشته در دسته ها و گروه های آزاد و غیررسمی جای دارند که متاسفانه از سوی هیچ سازمانی قابل کنترل و ساماندهی نیست.
تنها، باشگاه های کوهنوردی رسمی هستند که الزام به رعایت قوانین سختگیرانه فدراسیون کوهنوردی دارند و با پذیرش دیگر مسئولیت های قانونی به این ورزش می پردازند.
گروه ها و کوهنوردان و مربیان آزاد می توانند با نادیده گرفتن این قوانین با فراغ بال به اجرای برنامه های کوهنوردی و آموزشی بپردازند و برعکس باشگاه های کوهنوردی خود را از پرداخت مالیات – بیمه – عوارض – اجاره و هزینه های نگهداری یک دفتر کوهنوردی، بر حذر داشته تمام تعاملات خود را با رسانه ای به نام (گوشی موبایل) انجام دهند.

آیا این به راستی عادلانه است؟؟؟
فدراسیون کوهنوردی بخشنامه ای بدین مضمون دارد که باشگاه های کوهنوردی در هنگام مواجهه با کوهپیمایی، سنگنوردی و یخ و برف باید مربیان آن رشته را در هنگام اجرای برنامه های خود همراه داشته باشند.
به طور مثال اگر گروهی قصد صعود به قله خلنو از تیغه های سنگی و فنی ژاندارک و بازگشت از کاسه برفی و یخچالی (خلنو) را دارند باید به ازای هر ۸نفر سه مربی رسمی این سه رشته را کنار خود داشته باشد که هرکدام از این مربیان گرامی حداقل روزانه ۲۰۰تا ۴۰۰هزار تومان دستمزد مطالبه می نمایند که اگر این تیم ۱۶نفر باشند ۶مربی باید همراه خود داشته باشند که این موضوع با دریافت هزینه های ناچیز اجرای برنامه های کوهنوردی در باشگاه ها منافات بسیار دارد.

همچنین اگر باشگاه ها قصد برگزاری کلاس های رسمی کارآموزی و پیشرفته را دارند باید از مصوبات نرخ گذاری آن فدراسیون پیروی نمایند در صورتی که اکثر مربیان نام آشنا و با سابقه، قیمت گذاری دستمزد مربیان را از سوی فدراسیون کوهنوردی نپذیرفته و معمولا درخواست قیمت های بالاتری را دارند که این امر موجب اختلاف دو قیمتی و به دنبال آن نزول شخصیت باشگاه ها در جامعه کوهنوردی را به دنبال دارد.

متاسفانه اخیرا شخصیت های حقیقی و حقوقی به این جامعه ورزشی نفوذ کرده اند که قصدی جز شهرت – مال اندوزی و برتری طلبی ندارند و با تیشه ای در دست به ریشه و اصل این ورزش می زنند، ورزشی که در گذشته جایگاه اندیشمندان، سیاست ورزان، هنرمندان و جامعه شناسان و … بود.
آقایان محترم مسئول و گرامی:
آگاه باشید که در حال حاضر به جای اینکه باشگاه های کوهنوردی در فکر فرهنگ سازی – استعدادیابی – اجرای برنامه های نوین فنی و زمستانی باشند اکثرا به فکر اجرای برنامه های سبک، گل گشت و برپایی کلاس های گوناگون آموزشی فدراسیون کوهنوردی هستند که متاسفانه به دلایل جامعه شناسی که بحث آن در این مقال نمی گنجد با سیل مخاطبان در این حوزه ها روبرو هستند.

آنان به علت درآمدزایی و عدم توانایی در اجرای قوانین سختگیرانه فدراسیون کوهنوردی و تامین هزینه های دفاتر و کادر اجرایی خود تن به اجرای این برنامه ها داده و از یک باشگاه کوهنوردی به یک موسسه تورگردان و یا صرفا به یک آموزشگاه تبدیل شده اند.

در حال حاضر رقابت باشگاه های کوهنوردی با کسانی که جهت درآمدزایی با گذراندن چند دوره کوهنوردی و خرید یک دستــگاه GPSو کپی برداری از گزارش برنامه هــای سایت های معــتبر کوهنوردی، اقدام به اجرای برنامه های کوهنوردی گروهی می کنند رقابتی مشمئزکننده شده و همچنین این رقابت با اشخاصی که با رانت های گوناگون اقدام به برپایی کلاس های آموزشی ارزان قیمت فدراسیون کوهنوردی می کنند رقابتی ناسالم و نامیمون
شده که به ظن من نباید هیچ باشگاه با اصالت و با هویتی وارد این زورآزمایی غیرورزشی و ناعادلانه گردد و این شاید همان علتی باشد که برخی از باشگاه های قدیمی تمایلی به اجرای برنامه های منظم هفتگی ندارند و کم فعال بودن خود را به آن ترجیح می دهند.

متاسفانه در حال حاضر اکثر علاقمندان به کوهنوردی و کوهستان بیش از هرچیز به داشتن تجهیزات شیک و گران قیمت – صعود قله های نامدار ایران در فصل تابستان – صعود دیواره های مشهور – صعود ۳۱قله استانی – ایجاد صفحات جذاب مجازی و گذراندن اپیدمی وار (کلاس های فدراسیون کوهنوردی) علاقمندند، برعکس دهه های گذشته که حتی کوهنوردان پس از صعودهای درخشان از گرفتن عکس خود خودداری می کردند چه رسد به شهرت و خودستایی.
کسانی که در آن دوران با حداقل لوازم و امکانات بزرگترین افتخارات کوهنوردی را به ارمغان آورده اند.

در مقایسه ای کوتاه به تناسب گستردگی این ورزش و تعداد علاقمندان کنونی آن با تعداد علاقمندان اندک آن دوران و اجرای برنامه های نوین و فنی و زمستانی در می یابیم سنگینی کفه این ترازو به طرف گذشته های نه چندان دور خواهد بود، زمانی که کوهنوردان و پیشکســوتان از خودگذشته تمام مسیرهای صعود قلل و دیواره های نامی ایران را درنوردیده و پایه های این ورزش را ارتقا بخشیده اند.
معذلک به علت طولانی نشدن این یادداشت در پایان پیشنهادات خود را جهت تغییر ساختار و سازماندهی بیشتر این ورزش ارائه می نمایم:
۱- تبدیل باشگاه های کوهنوردی به مدارس کوهنوردی
(توسط وزارت ورزش و جوانان)
طرح پیشنهادی این پروژه توسط نگارنده تدوین شده و آماده ارائه است.
۲- تاسیس آموزشگاه های کوهنوردی که صرفا کلاس های آموزشی فدراسیون کوهنوردی و غیره را تدریس نمایند.
(زیر نظر فدراسیون کوهنوردی)
۳- راه اندازی دوباره گروه های رسمی کوهنوردی
( زیر نظر هیئت های کوهنوردی مراکز استان و شهرستان ها)
۴- جداکردن شرکت های توریستی و مسافرتی و گردشی از شرکت های صرفا خدمات کوهنوردی (تجاری) با الگو گرفتن از کشورهای موفق این حوزه (زیر نظر وزارت ارشاد)
۵- صدور دوباره مجوزهای تاسیس انجمن های مردم نهاد (NGO) که خدمات فرهنگی و زیست محیطی به این حوزه ورزشی ارائه دهند.
(توسط وزارت کشور)

با بهترین آرزوها
ذبیح اله حمیدی
موسس و مسئول باشگاه کوهنوردی و سنگنوردی اسپیلت
عضو کارگروه مدیران باشگاه های کوهنوردی انجمن کوهنوردی ایران
نماینده باشگاه های کوهنوردی در آخرین مجمع انتخابات هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان تهران
(۱۳۹۹/۳/۲۵)

***

رونوشت: جناب آقای رضا گل محمدی، مدیرکل محترم اداره ورزش و جوانان استان تهران
جناب آقای رضا زارعی، رئیس محترم فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای اسماعیل اسماعیل زاده، رئیس محترم هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان تهران



 

 

 

 

 

 

Leave a Comment

شماره تماس ما : ۶۶۷۱۲۲۴۳ – (۹۸۲۱+)
ArabicChinese (Simplified)Chinese (Traditional)DutchEnglishFrenchGermanItalianPersianPortugueseRussianSpanishTurkish